 |
انتظارش انتظارم سیر کرد
آنکه میخواهد بیاید دیر کرد
تا به کی در انتظارش دیده بر در دوختن
آمدن؛ رفتن؛ ندیدن؛ سوختن
خدایا یک روز دیگر آمد.....
آن هم نه مثل هر روز.....
باز جمعه است و دلم بیقرار صاحب این روز.....
خدیا دلم طاقت ندارد.....
بیقرارم.....
نمیشود قراری به این دلهای بیقرار بدهی؟
تو که خود میدانی انتظار سخت است.....
پس چرا ما را به انتظار کشیدن تنبیه میکنی؟
میدانم گناهان ما باعث این همه دوری میشود.....
و اگر خوب شویم و اگر لایق شویم او میآید.....
ولی خدایا تو بخشندهای و مهربان.....
به کردار ما بندههای بدت منگر.....
خدایا.....
ما را هم به همهی بندگان خوبت ببخش.....
و فرج گل نرگس را برسان.....
الهی آمین |
نظرات شما عزیزان: