تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان آخرین بت شکن و آدرس س ینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollItems->
<-PollName->
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 8
بازدید ماه : 8
بازدید کل : 37457
تعداد مطالب : 36
تعداد نظرات : 1
تعداد آنلاین : 1
امروز به بركت اهل بيت (ع) و انقلاب اسلامي شيعه در جهان از جايگاه خاص و ويژهاي برخوردار شده است و در همه محافل اجتماعي، فرهنگي، علمي و سياسي صحبت از اين مكتب است و از نظريات آن بعنوان مباحث مطرح، اولي و برتر استفاده ميگردد به گونهاي كه روز به روز شيعه قدرتمندتر از گذشته در جهان جلوه مينمايد.
دلايلي كه سبب آن شد تا شيعه به يك كانون قدرتمند در جهان اسلام بدل گردد را ميتوان به چند دسته تقسيم نمود كه پويايي، منطقي و استدلالي بودن شيعه، خدمات علما و دانشمندان و فقه شيعه در 14 قرن گذشته واز همه مهمتر اتصال شيعه به منبع پرفيض اهل بيت (ع) از جمله اين دلايل به شمار ميآيند.
در همين زمينه گفتوگو و مصاحبهاي را با جناب حجت الاسلام والمسلمين سيد ابوالحسن نواب ترتيب داديم تا با نقطه نظرات ايشان در مورد جايگاه شيعه واهل بيت (ع) در جهان اسلام آشنا شويم.
امروزه جايگاه شيعه در جهان اسلام چگونه است؟
در مورد جايگاه شيعه در جهان اسلام بايد يك سري مسائل را روشن كنيم. به هرحال مشهور اين است كه شيعه از غربت شروع شد، يعني بعد از رسول الله (ص) چند نفري كه جاي نصب الهي اميرالمومنين علي (ع) را گرفتند و آن وقايعي كه گذشت و در ذهن همه ما هست و مطلب درستي است، غربت شيعه شروع شد و مخالفتهاي گستردهاي هم با تشيع از آغاز بود ولي آيا اين جريان ادامه پيدا كرد.
بحث ما اين است كه ما (خانواده شيعه) در جهان اسلام، چه جايگاهي داريم الان و در گذشته، يعني در طول مدت 14 قرن گذشته در كجا قرار گرفتهايم و نسبت ما با اسلام چيست؟ اولا اين فراموش نشود كه تلاشهاي بسيار زياد سياسي، فرهنگي، نظامي و... شد تا ما را نابود كنند، تا تشيع شكل نگيرد، آيا اينها موفق شد، يا نه.
چرا موفق نشد؟دليل اصلياش همين اهل بيت(ع) بودند. اهل بيت به عنوان يك كانون قدرتمند علمي و سياسي و با پايگاه تودهاي قوي همچنان در بين جهان اسلام حضورداشتند. درست است كه امويه و عباسيه كشتارهاي بيرحمانهاي انجام دادند ولي اينها راه به جايي نبرد و شيعه با مظلوميت و غربت در زير فشار رشد كرد.
اين تطورات تاريخ خيلي مهم است، معاويه سب به اميرالمؤمنين (ع) را آغاز كرد. آيا اين سب ادامه پيدا كرد؟
علتش را شايد بتوانيم بگوييم ماهيت واقعي اميرالمومنين علي (ع) براي مردم آشكار شد و هدف معاويه ناكام ماند اگر چه قرنها طول كشيد.
بله. شما الان يك ناصبي سراغ نداريد. دوستاني كه به كشورهاي دنيا سفر كردهاند مطلع هستند، ميتوانيد از آنها سوال كنيد، يك ناصبي سراغ ندارند. و اگر كسي ناصبياي سراغ دارد كه به اهل بيت (ع) بد بگويد به ما معرفي كند.
به عكس آن جاهايي كه ما فكر ميكرديم، محور و مركز اهانت به اهل بيت (ع) باشد، مانند عربستان كه پايگاه وهابي هاست، اينگونه نيست. آنها هرچه در مورد ما بافته و ساخته بودند، يكي پس از ديگري عقب نشيني كردند.
مثلا...؟
مثلا تهمت تحريف قرآن. آنها به شيعه تهمت ميزدند كه معتقد به تحريف قرآن هستند ولي اين موضوع منسوخ شده است در بين افراد فهميده و دانشمند و كم كم به ديگران هم سرايت ميكند مخصوصا قشري از دانشگاهيان.
پس نميتوان گفت از اعتقادشان صرف نظر كردند. چرا، مگر خيلي از آدمهاي تندرو و افراطي شان، شايد اعتقاد داشته باشند. اين تهمت مسئله مهمي بود.
يا مثلا ميگفتند شيعه دست ساخته عبدالله بن سبا است كه اخيرا در سطح دانشگاههاي عربستان و مجامع آكادميك آن جلساتي برگزار شده و بطلان اين طرح را اعلام كردند. حضرت علامه عسگري (حفظه الله) يك كتابي در اين زمينه نوشتند و نظريات و مباحثي را در مورد اين موضوع جعلي مطرح و تبيين كردند و اخيرا بازخوردها و اثرات اين كتاب در جهان اهل سنت را در كتاب ديگري چاپ كردند و نشان دهنده بطلان اين طرح است. خب، اين يك نمونه جالبي است.
حالا با اين مقدمه كه سب تمام شد، تهمت تحريف قرآن بي نتيجه ماند و خط بطلان روي اين طرح كه شيعه توسط عبدالله بن سبا بنيان گذاشته شد، كشيده شد، سير حركت تشيع در حال حاضر چگونه است؟
بله؛ البته ما ميگوئيم اينها بوده ولي الان منتفي شده است. يعني آلان كه ما فكر ميكنيم عربستان سعودي كانون توطئه و وحشت آفريني و دهشت آفريني است، بوده و درحاليكه در همين عربستان كتاب چاپ ميشود تحت عنوان« علموا اولادكم محبه اهل البيت (ع) » و كتاب راجع به حضرت زهرا(س) چاپ ميكنند.
يعني توسط خودشان منتشر ميگردد؟ بله، توسط خودشان در عربستان چاپ ميشود. آقاي« محمد عبده يماني » كتابي به اين نام چاپ كرده است. يعني تشيع وضعش در جهان معاصر به شدت تغيير كرده است و ما در يك جايگاه برتري قرار گرفتهايم.
يعني شما ميفرماييد، آنها از سر اعتقاد به شيعه و يا حق بودن شيعه چنين كتبي را منتشر ميكنند؟ ببينيد، مرجع اصلي ما و اهل سنت كتاب الله است ولي ما يك چيز اضافهاي داريم بنام اهل بيت (ع)، يعني ثقل اول را هر دو قبول داريم ولي بحث ما ثقل دوم، يعني اهل بيت (ع) است. يعني تمسك به يك چيز آبرومندي كرديم كه در جهان اسلام موجب عزت ما شده است. فكر نكنيم كه فقط قرآن مورد تاييد اهل سنت است، بلكه اهل بيت (ع) هم مورد تاييد و عزت و احترام اهل سنت هستند. كه نمونه اش را ميتوانيم در كتاب« فضائل الخمسه من صحاح السته » كه توسط علامه فيروزآبادي ـ رضوان الله تعالي عليه ـ در 5 جلد منتشر شده است ببينيم.
بحث ما در سير شيعه از ابتدا تاكنون است كه با سب اميرالمومنين علي (ع) توسط معاويه آغاز شد، آيا ائمه مذاهب اربعه هم اين روش را ادامه دادند؟ نه، بلكه خود «ابوحنيفه» به دو سال شاگردي امام صادق (ع) افتخار ميكرد. او ميگويد: «لو لاالسنتان لهلك ابن نعمان» يعني اگر آن دو سال ـ شاگردي امام صادق (ع) ـ نبود هر آينه ابن نعمان هلاك ميشد.
همه اينها شاگردي مستقيم و غيرمستقيم امام صادق (ع) را براي خود افتخار ميدانستند.
امام صادق (ع) چهار هزار شاگرد داشتند كه بيش از سه هزار نفر از آنها از اهل سنت بودند پس اين موضوع از يادمان نرود كه با گذشت يكصد سال، با همه فشارهايي كه بر روي شيعه بود، شيعه مضمحل نشد، بلكه زنده و زنده تر شد، به گونهاي كه سه هزار نفر از آنها افتخار ميكردند كه در درس امام صادق (ع) شركت مينمايند و حاضر ميشوند.
و اين نشان دهنده آن كانون قدرتمند علمي و سياسي اهل بيت (ع) است. خوب است بفرمائيد ائمه اربعه ترتيب شاگردي شان (از نظر مستقيم و غيرمستقيم بودن تلمذكردن) به چه شكلي بود.
عرض كنم دوتاي از اينها شاگرد مستقيم امام صادق (ع) بودند، ابوحنيفه و مالك. بعد شافعي شاگرد مالك شد و احمدبن جنبل شاگرد شافعي.
يعني ائمه مذاهب اربعه همه شان با واسطه و يا بي واسطه شاگرد امام صادق (ع) بودند و در محبتشان به اهل بيت چه بگوئيم ظاهري بود و يا واقعي، شكي وجود ندارد. چرا كه دليلي نداشت ابوحنيفه به خاطر محبت ظاهري و جعلي كتك بخورد، چرا كه شاگردانش را فرستاد براي دفاع از يزيدبن علي بن الحسين.
امام شافعي ميگويد: يا آل بيت رسول الله (ص) حبكم، فرض من الله في الكتاب انزله ـ كفاكم من عظيم القدر انكم، من لم يصل عليكم لاصلاه له. «كسي كه براي شما درود نفرستد، نمازش درست نيست.»
بعضي از اينها هم مثل احمد بن حنبل كه معتقد است من مبتكر تربيع بودم، ميگويد من امام علي (ع) را بعنوان خليفه رابع معرفي كردم.
يا ميگويد اگر براي هر ديوانهاي اين نامها (نامهاي اهل بيت (ع) در حديث سلسله الذهب) را بخوانند، از ديوانگي شفا پيدا ميكند. اين اسامي كه هستند، اسمهاي حديث سلسله الذهب كه امام رضا(ع) از پيامبر اكرم (ص) بواسطه پدرانشان نقل مينمايد، حالا شايد اين سئوال مطرح باشد كه چرا ما اينقدر به حنبليها تكيه ميكنيم چرا كه اكثر وهابيها حنبلي هستند.
يا سيده نفيسه، عروس امام صادق (ع) و نوه امام مجتبي (ع) كه در مصر مدفون است، استاد امام شافعي بوده است كه از ايشان روايت هم نقل ميكند.
آيا پيروان اين مذاهب از اين مباحث تبعيت ميكنند؟
بله، مانند دشنامي كه به اميرالمومنين علي (ع) ميدادند، اين سب در پيروان تبديل به محبت شد. شما ميدانيد، طوايف مهمي از اهل سنت صوفي هستند. مثلا نقش بنديها در كردستان عراق، برلويها در پاكستان قادريه در مصر و شمال آفريقا، تيجانيه در تونس، ختميه، سماتيه و صوفيان تمام فرق اهل سنت افتخار ميكنند كه ختم سلسله شان به اميرالمومنين (ع) است.
از همين جاست كه ما ميگوئيم شيعه مورد احترام است. همين صلوات را شما در نظر بگيريد چندگونه بيان ميگردد. كه آقاي بن باز ميگويد بهترين صلوات همين صلوات شيعه است. با اين حساب تمام اهل سنت معتقدند كه اگر اين صلوات در نماز نباشد، نماز كامل نيست. خب اين به معناي چيست صلوات بر محمد(ص) و همان شجره طيبهاي است كه ما به دامن آنها چنگ زديم و يكي از افتخارات شيعه همين اهل بيت (ع) هستند. از ديگر افتخارات شيعه عملكرد علمايش در طول تاريخ است.
خوب است اين موضوع را نيز كمي باز كنيد.
مي توان گفت همه علماي شيعه در طول تاريخ براي اسلام و اهل سنت آبرو شدند. شما بنگريد، همه فلاسفه اسلامي كه از كليت اسلام، توحيد، نبوت و مباحث اعتقادي دفاع ميكنند تماما شيعه هستند. خب، اين يك افتخار است براي شيعه.
حكومتهاي منتسب به شيعه كه سركار آمدند، مانند حكومت حمداني در سوريه، آل بويه، در عراق، ادارسه در شمال آفريقا، فاطميون در مصر، صفويه درايران همه اينها براي جهان اسلام تمدن، دانشگاه، توسعه و در نهايت افتخار آوردند.
اصلا علوم اسلامي توسط شيعه تاسيس شد. كه مرحوم صدر كتابي در اين زمينه تحت عنوان« تاسيس الشيعه للعلوم الاسلاميه » نوشته است.
دانشمندان اسلامي چه كردند؟
جابرين حيان و ديگران خيلي از علوم را در اسلام تاسيس وبنيانگذاري كردند.اصلا ما هرچه از ابتداي اسلام به سمت حال پيش ميرويم ميبينيم رابطه اسلام واهل بيت (ع) تضعيف نشده بلكه تقويت شده است.
همين امروز شما برويد در مصر، حرم سيده نفيسه ياحرم حضرت زينب (س) و ببينيد چه استقبالي از آنهامي شود. شما عروسي را سراغ نداريد كه روز عروسي به حرم اين دو بزرگوار مشرف نشود.
يا يك مصري به من ميگفت: شما از سر علاقه تان به اهل بيت (ع) نام فرزندانتان را ميگذاريد حسن يا حسين ولي ما اسم يك بچه مان را ميگيريم حسنين، واقعا اهل بيت (ع) پيش اينها عزيزند. دليلي هم ندارد كه دشمن باشند. چرا كه اينها هم فداكاري اهل بيت (ع) كه با جان و مالشان آمدند جلو كه اسلام بماند را ميدانند.
آيا در مورد تكفيريها هم اينگونه است؟
ببينيد تكفيريها خيلي كم هستند. اولا تمام سنيها وهابي نيستند. از طرفي سلفيها كه معتقدند ما بايد به سلف صالح برگرديم و اكثر سنيها نيز افتخارشان اين است كه سلفي هستند اعم از وهابيها هستند. كه در كل يك جز محدود از سلفيها و وهابيها تكفيري هستند.
يعني ميفرماييد همه وهابيها تكفيري نيستند؟
نه، بلكه عده محدودي تكفيري هستند. تكفيري هم به كساني گفته ميشود كه گروههاي غير خودشان را تكفير ميكنند.
يعني غير شيعه را هم كافر ميدانند؟
بله، اين تكفير فقط شامل شيعيان نيست. بلكه هر كسي غير از خودشان را تكفير ميكنند بعنوان مثال 12 ربيع الاول امسال تكفيريها مقر برلويهاي پاكستان كه از اهل سنت ومحب اهل بيت (ع) هستند را منفجر كردند كه 57 كشته هم داشت.
پس از اهل بيت (ع) چه دليلي ديگري را براي اثبات حقانيت و اقتدار شيعه در جهان اسلام ميشماريد؟
بعد از اهل بيت (ع) محتواي معارف اهل بيت (ع) است كه اين معارف شيعه را مقتدر كرده است الان ميتوان گفت در علم اصول، فقه، فلسفه، تفسير و كلام شيعه دست برتر دارد و حرف اول را ميزند.
شما يك تفسير در اصل سنت هم سنگ تفسير الميزان بياوريد
يا بعنوان مثال در مباحث فقهي اهل سنت در مورد مسئله متعه ما را موردتمسخر قرار ميدادند، اما خودشان جايگزينهاي غلطي را برايش درست كردند مانند نكاح مسيار يا اقلا ادله ما را راجع به متعه پذيرفتند و انكار نميكنند.
يا الان در كشورهاي اهل سنت از قوانين حقوقي شيعه استفاده ميكنند مانند مسئله سه طلاقه در يك جلسه كه اخيرا طبق قوانين شيعه اين قانون را برداشتند. يا حدود پنجاه قانون ديگر، كه كشورهاي مختلف از فقه شيعه استفاده كرده اند.
يا در بحث مهدويت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني (حفظه الله) در كتاب منتخب الاثر چقدر از احاديث اهل سنت آورده اند. يا اخيرا يك آقايي از علماي اهل سنت بنام عبدالمحسن كتابي نوشته براي اثبات تولد امام زمان (عج) كه رواياتش متواتر است. از اهل سنت بنابراين امروز در جهان اهل سنت تازه دارند براي شيعيان آزادي قائل ميشوند. به عنوان مثال در عربستان تازه شيعيان در آزادي قرار گرفتند.
شما ببينيد چگونه وضع ما تغيير كرده است، چرا كه حدود هفتاد سال گذشته شيعه مظلومي را در مناسك حج در همين عربستان گردن زدند ولي الان ديگر وضع فرق كرده است.
ما بسياري از اصطلاحات اهل سنت را تصحيح كرده و استفاده كرديم مثل اجتهاد آنها، اجتهاد مقابل نص بود كه ما اجتهاد در چارچوب نص را قبول كرديم. يا آنها اجماع مطلق داشتند مااجماع را به شرط كشف راي معصوم قبول كرديم. بنابراين از نظر علمي شيعه هميشه حرف اول را ميزد. مثلا همين اجماع و اجتهادي كه ما درست كرديم كامل تر از آن چيزي است كه آنها بنا نهادند.
با اين اوصافي كه شما ميفرماييد، در حال حاضر اهل سنت از لحاظ علمي چقدر به شيعه معتقدند؟
نمي توان به صورت كلي گفت. ولي علمايشان كه در مجمع الفقه شركت ميكنند با استدلالهاي منطقي علماي ما خاضع و تسليم هستند و وقتي ما با منطق و استدلال با آنها صحبت ميكنيم، ميپذيرند.
به عنوان مثال آنها «تقيه» ما را نفاق ميدانستند در حالي كه تقيه يك اصل كاملا پيشرفته است و متكي بر عقل و مصلحت انسان است و مصلحت يكي از شئون حياتي انسان به شمار ميآيد. و خودشان هم الان در مقابل كفار نوعي تقيه ميكنند.
به نظر من اين روزها كه جهان اسلام مورد تهاجم قرار گرفته، شيعه بايد گذشته تاريخي خودش را تكرار كند. يعني از اميرالمومنين علي (ع) ياد بگيرد، كه چگونه در بستر رسول خدا(ص) خوابيد و جان خود را در معرض خطر قرار داد تا اسلام بماند. شيعه بايد الان فداكاري خودش را تكرار كند. فداكاري كه در طول تاريخ كرده، براي چه؟
براي حفظ دين...
بله، براي حفظ اسلام، چرا كه دشمنان مشترك ما، قدرتمند هستند. يا يك زماني بين ما و عربستان فرق ميگذاشتند اما الان اين فرق را نميگذارند. يعني ما الان تهاجم مشترك و دشمن مشترك داريم. از طرفي هم پرطرفدار، قوي، رو به رشد و گسترش هستيم و منطق شيعه، منطق برايي است و استدلالهايش، استدلالهاي قوي است. لذا اگر يك مقدار هوشمندي به خرج دهيم، ميبينيم دست برتر داريم.
من از شما ميپرسم، در تمام مجامع روايي اهل سنت، چه كتابي قابل مقايسه با نهج البلاغه است.
هيچ كتابي به نظرم نميآيد. خوب، نهج البلاغه در دنياي اسلام دومي ندارد ولي بايد مقدماتش را تسهيل كنيم تا نهج البلاغه در دسترس همگان قرار گيرد.
يا اصلا نويسندگان بنامي كه در موردنهج البلاغه حرف زدند اهل سنت بودند. مانند عبده وابن ابي الحديد معتزلي كه اولين شرح نهج البلاغه را نوشت و مرحوم عبده تا اين زمان كه صبحي صالح به يك شكل خاصي آن را تنظيم نمود. يعني از همان اول نهج البلاغه در اهل سنت تاثيرگذاشته است.
ما بايد به اين مباحث دامن بزنيم و زمينه مطرح شدن دامنه فكر و معارف اهل بيت (ع) را در اهل سنت فراهم كنيم و معتقد باشيم.
بايد ببينيم امام صادق (ع) چه كرد كه سه هزار شاگرد اهل سنت در سر درسش مينشستند. كه شيخ در فهرست، اسم اينها را ذكر كرده است، از همان اسمشان شما ميتوانيد بفهميد اينها سني اند يا شيعه.
ما ميگوييم بايد معارف اهل بيت (ع) به گونهاي مطرح شود كه ديگران بپذيرند. زمينه اش هم طوري آماده گردد كه اين معارف هر جا مطرح شد پذيرفته شود مانند نهج البلاغه.
چرا هنوز شرح ابن ابي الحديد بهترين شرح نهج البلاغه است. چرا نهج البلاغه صبحي صالح بيشترين تيراژ چاپ را دارد اصلا بگوئيم اهل سنت چه ديده اند كه اينگونه كار كردند.
ما بايد بدانيم كه از طرف اقليتي هنوز هم مورد هجوم هستيم ولي اين معنا ندارد كه ما راهم تكفير ميكنند و تعدادشان هم زياد نيست ولي چون استعمار پشت سرشان هست، زياد جلوه ميكند.
مثلا ميليونها سني در دنيا هستند كه به زندگي خودشان مشغولند ولي يك سني قداره بند وحشي باحمايت استعمار ميآيد واغتشاش ميكند و ما فكر ميكنيم همه سنيها قصدقتل ما را دارند، در صورتي كه اينگونه نيست.
از طرفي جالب است بدانيد كه همه ائمه مذاهب متهم به تشيع و طرفداري از شيعه بودند. يعني همينكه به شاگردي امام صادق (ع) افتخار ميكردند، به شيعه گري محكوم ميشدند.
در حال حاضر وظيفه ما چيست؟
ما بايد خدمات شيعه را درابعاد مختلف به جهان اسلام بشناسانيم. همين دانشگاه الازهر مصر را كه مصريها خيلي به آن افتخار ميكنند متعلق به چه زماني است. بنيانگذار اين دانشگاه فاطميون بودند كه نام مبارك حضرت فاطمه زهرا(س) را روي آن گذاشتند. به هر حال اكنون متاسفانه بعضي از جريانها كه جهان را خوب نميشناسند، حتي در درون خود ما به گذشته استدلال ميكنند و ميگويند هيچ كدام از فرقههاي اهل سنت شيعه را قبول ندارند. خب اين تهمت بزرگي است اصلا شيعه در مقام ضعف نيست كه اين چيزها در موردش گفته شود.
يا عدهاي فكر ميكنند اين نوعي تعريف از شيعه است در حالي كه اين تعريف نيست. مهمترين چيزي كه ميتوان در اين جا گفت، اين است كه تحمل شيعه هميشه به شيعه آبرو داده. مظلوميت شيعه هميشه سبب آبروي شيعه بود و از ابروي شيعه نكاسته است.
معمولا هر گروهي كه رو به اضمحلال باشد دست به هر كاري ميزند ولي كسي كه پايههاي خودش را مقتدر و با حساب بداند دست به هر كاري نميزند. ما فكر ميكنيم اگر بتوانيم بيان درست معارف اهل بيت (ع) را سرلوحه كارمان قرار دهيم موفق خواهيم بود.
امام صادق (ع) چهار هزار شاگرد داشتند كه بيش از سه هزار نفر از آنها از اهل سنت بودند پس اين موضوع از يادمان نرود كه با گذشت يكصد سال، با همه فشارهايي كه بر روي شيعه بود، شيعه مضمحل نشد، بلكه زنده و زنده تر شد، به گونهاي كه سه هزار نفر از آنها افتخار ميكردند كه در درس امام صادق (ع) حاضر ميشوند.
حكومتهاي منتسب به شيعه كه سر كار آمدند، مانند حكومت حمداني در سوريه، آل بويه در عراق، ادارسه در شمال آفريقا، فاطميون در مصر و صفويه در ايران همه براي جهان اسلام تمدن، دانشگاه، توسعه و در نهايت افتخار آوردند.
ما بايد خدمات شيعه را در ابعاد مختلف به جهان اسلام بشناسانيم. بعنوان مثال بنيانگذار همين دانشگاه الازهر مصر كه مصريها به آن افتخار ميكنند، فاطميون بودند كه نام مبارك حضرت فاطمه زهرا(س) را روي آن نهادند. منطق شيعه، منطق برايي است و استدلالهايش، استدلالهاي قوي است، لذا اگر يك مقدار هوشمندي به خرج دهيم، ميبينيم دست برتر داريم.
همه علماي شيعه در طول تاريخ براي اسلام واهل سنت آبرو شدند. شما بنگريد، همه فلاسفه اسلامي كه از كليت اسلام، توحيد، نبوت و مباحث اعتقادي دفاع ميكنند، تماما شيعه هستند كه اين يك افتخار است براي شيعه.
محتواي معارف اهل بيت ـ عليهم السلام ـ است كه معارف شيعه را مقتدر كرده است و ميتوان گفت در علم اصول، فقه، فلسفه، تفسير و كلام شيعه دست برتر دارد و حرف اول را ميزند
جابر بن حيان و ديگر دانشمندان اسلامي بسياري از علوم را در اسلام تاسيس و بنيانگذاري كردند. اصلا ما هر چه از ابتداي اسلام به اينطرف پيش ميرويم ميبينيم رابطه اسلام و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ تقويت شده است
نظرات شما عزیزان:
![]() |